8 Camera London

پروژهٔ کمرهٔ صندوقی

قدیمی‌ترین کمرهٔ فوری جهان.

یک دستگاه کاملاً مکانیکی، تماماً دست‌ساز. ساختنش دو ماه را در بر گرفت و هر پارچه‌اش با دست از چوب پیوند خورده — و با روشی صدساله، کاغذ نقره‌ای را در یک پرتره نوردهی می‌کند، با نوعی جادوی آرام. این هم کمره است و هم تاریک‌خانهٔ خودش. نیایش، کمرهٔ صندوقی افغانستان است که اکنون تقریباً از میان رفته است.

صندوق — کمره و تاریک‌خانه در یک بدنهٔ چوبی.
صندوق — کمره و تاریک‌خانه در یک بدنهٔ چوبی.
۰۱

از کجا آمده است

نسل‌اندرنسل، افغان‌ها برای گرفتن پرترهٔ خود در برابر یک کمرهٔ صندوقی می‌نشستند — کمرهٔ فوری. عکاس روی یک چوکی می‌نشست، سرش زیر پارچه، و هر عکس را در داخل همان صندوق ظاهر می‌کرد.

این هنر مانند یک زبان دست‌به‌دست می‌شد. برخی آن را از پدر یا کاکای خود می‌آموختند؛ برخی دیگر نزد استادان شاگردی می‌کردند — بسیاری چنان خردسال آغاز می‌کردند که برای رسیدن به لنز به چوکی نیاز داشتند.

عکاس روی چوکی می‌نشیند و سرش را بر صندوق خم می‌کند.
عکاس روی چوکی می‌نشیند و سرش را بر صندوق خم می‌کند.
کمرهٔ صندوقی یک عکاس دوره‌گرد، کابل — رنگ‌شده با دست، بر سه‌پایه، با نمونه‌پرتره‌ها بر رویش.
کمرهٔ صندوقی یک عکاس دوره‌گرد، کابل — رنگ‌شده با دست، بر سه‌پایه، با نمونه‌پرتره‌ها بر رویش.
۰۲

نگهبان خاطره

قربان‌گل با تنها پرترهٔ بازمانده از پسرش.
قربان‌گل با تنها پرترهٔ بازمانده از پسرش.

در افغانستان، کمرهٔ صندوقی بیش از عکس‌گرفتن می‌کرد — خاطره را نگه می‌داشت. قربان‌گل تنها پرترهٔ صندوقی پسرش، ملا اوار را در دست دارد که در سال ۱۹۸۶ در نبرد کشته شد. او هجده سال داشت.

پرتره‌هایش اسناد کشور را نیز پُر کرد — تذکره‌ها، جواز موتر، و قبالهٔ ملکیتی نیم‌قرنه. پس از سال ۲۰۰۱، تذکرهٔ اجباری مکتب و بازگشایی مکاتب دخترانه، کسب‌وکار عکاسان را دوباره رونق بخشید.

پرتره‌های تذکرهٔ کودکان مکتب، یکی‌یکی بر کاغذ.
پرتره‌های تذکرهٔ کودکان مکتب، یکی‌یکی بر کاغذ.
۰۳

چگونه کار می‌کند

نه فلم، نه دکمهٔ شاتر، نه صفحه. تنها نور، کاغذ و کیمیا — شش گام، تماماً با دست.

  1. 01فوکسزیر پارچهٔ سیاه، روی شیشهٔ مات ترکیب‌بندی و فوکس کن.
  2. 02سنجش نورنور را با چشم بسنج — نوردهی خوانده می‌شود، نه با نورسنج.
  3. 03گذاشتن کاغذیک ورق کاغذ نقره‌ای را در عقب صندوق بگذار.
  4. 04نوردهیلنز را باز کن؛ کاغذ تصویر را مستقیم، همچون نگتیف می‌گیرد.
  5. 05ظهور و ثبوتتشت‌های کیمیا داخل صندوق‌اند؛ عکاس نادیده، با لمس کار می‌کند.
  6. 06شست‌وشوعکس را در سطلی از آب بشوی — از همین‌رو مردم آن را «عکس آبی» می‌نامند.
شستن یک عکس آماده — یک «عکس آبی».
شستن یک عکس آماده — یک «عکس آبی».

سپس از نگتیف دوباره عکس گرفته می‌شود تا پازتیف به‌دست آید — ستودیو، تاریک‌خانه و لابراتوار، همه در یک صندوق چوبی.

دو ساخت، به مقیاس کشیده‌شده.
دو ساخت، به مقیاس کشیده‌شده. · کمرهٔ ما نیز از تناسب‌های کهنه پیروی می‌کند: بدنه‌ای چوبی در حدود ۵۰ × ۳۲ × ۲۸ سانتی‌متر، یک لنز ساده، و آستینی برای رسیدن دست به درون.

هر یک، یگانه

هیچ دو تای‌شان یکسان نبودند — در سال‌ها استفادهٔ روزمره در جاده، بارها رنگ‌شده، وصله‌شده و ازنو ساخته‌شده.

کمره‌های صندوقی در سراسر افغانستان — آبی، سرخ، سیاه؛ هر یک از آنِ سازندهٔ خود.
کمره‌های صندوقی در سراسر افغانستان — آبی، سرخ، سیاه؛ هر یک از آنِ سازندهٔ خود.
۰۴

شکلی که رو به نابودی است

روح‌الله، کابل، ۲۰۱۱ — با آخرین بسته‌های کاغذ عکاسی.
روح‌الله، کابل، ۲۰۱۱ — با آخرین بسته‌های کاغذ عکاسی.

ماشین‌های دیجیتال تذکره جای صندوق روی پیاده‌رو را گرفتند و کاغذی که به آن نیاز دارد تقریباً تمام شده است. در سال ۲۰۱۱، از روح‌الله، عکاس کابل، در حالی عکس گرفته شد که آخرین بسته‌های کاغذ «Lucky» را در دست داشت و می‌گفت پس از تمام‌شدن آن‌ها باید کار دیگری بجوید. چنان‌که یکی از ثبت‌کنندگان این هنر گفت، فعلاً هنوز می‌توان از آن همچون شکلی زندهٔ عکاسی سخن گفت — شاید تنها برای چند سال دیگر.

چرا ما یکی ساختیم

برخی شیوه‌های دیدن، ارزش زنده‌ماندن دارند.

ما کمره‌هایی می‌سازیم که می‌توان با آن‌ها نان درآورد، و آنچه را که ارزش نگه‌داشتن دارد نگه می‌داریم. این یکی نه چیزی می‌سازد و نه چیزی را ثابت می‌کند. آن را از آن‌رو ساختیم که شیوه‌ای از دیدن، این‌چنین باریک‌بین و این‌چنین انسانی، نباید بی‌آنکه کسی دوباره آن را با دست بسازد، از میان برود.

از آنِ تو، برای نگه‌داشتن. از آنِ تو، برای آفریدن.